خرید بک لینک

ارسال پاسخ
امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
nafas:) آفلاین
ღ ღ ღ خدا:)

ارسالها: 176
تاریخ ثبتنام: Apr 2016
اعتبار: 53

تشکر ها: 175
29 تشکر شده در 26 ارسال

ارسال: #1
خدا هست...

خدا هست... آرام باشیم!
حکم حرمت شراب آمده بود ولی جوانی بالای سرش
خمره شراب گرفته بود و میآمد به پیامبر برخورد کرد
حضرت فرمود: به به ، چه جوانی! داری برای کار می روی
جوان گفت: خدایا آبرویم را نبری
رسول خدا فرمود: چه داری؟
جوان گفت: عسل
پیامبر گفت: ببینم عسلت را؟!
این مرد ، هیچی نداشت جز خدا ....
گفت : خدا، دوست ندارم پیش پیامبر ضایع بشم!
پیامبر در خمره را باز کرد .... پر از عسل بود
جوان افتاد زمین و پیوسته می گفت: خدایا ممنون خدایا شکرت.


خـــدا تنها اسمی است که هر کجا صدایش زدم گفت : جانم !
امروز 09:21 AM
یافتن تمامی ارسالهای این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ

کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 27 فروردين 1395 ساعت: 17:12

صفحه بندی