آنقدر خسته ام .. که خودم را روی پله های ورودی آن خانه... همان خانه ی سر کوچه .. موقع خستگی در کردن جا گذاشته ام ... فقط یادم است !! زمستان بود... برف سنگینی آمد... رفتی رد پایت روزی برف های این کوچه مانده است ... پاییز است .. ومن! نشسته ام ... تادوباره برف بیاید شاید.. ردپای تو! هنوز بر روی زمین مانده باشد... پاییز دارد تمام میشود .. نیامدی! حالم خوب نی.. + پس از مدت ها ...
تورا دوست دارم ..... و ستایشت میکنم!!!! در حالی که نمی بینمت.... همه چیز به دیدن نیست که !!!! درختان ... باد را نمی بینند .... اما او را انتظار می کشند!!!! و با او درد دل می کنند!!! باد سرود هایی دارد که تنها برای در ختان می خواند.... من نیایشی که تنها برای ♥تو♥ میخوانم!!!!
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه
12 فروردين
1395 ساعت: 4:24