خرید بک لینک
ساعت كه از ١٢شب ميگذره،آروم آروم درهاي مغزت باز ميشه و خاطراتِ به صف كشيده،يكي يكي بدون اينكه نوبت رو رعايت كنن،هجوم ميارن سمتت...چپ و راست بهت حمله ميكنن...كلي سوال ازت ميپرسن كه تو حتي واسه يه دونه ي اونا هم جواب نداري...كلي سركوفت بهت ميزنن و با كلي علامت سوال تنهات ميزارن...
ساعت كه از ١٢ شب ميگذره،همه ي ما مثل يه محكوم به اعدامي ميمونيم كه منتظريم تكليفمون معلوم شه...
خيليامون عفو ميخوريم و برميگرديم براي جبران اشتباهات...
خيليامون هم....

اعدام....
كاش هيچوقت ساعت از ١٢ نگذره...

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 3 فروردين 1396 ساعت: 2:38

صفحه بندی